تبليغاتX
پایین گذر سقاخانه
تئاتر و هنرهای نمایشی
بدون عنوان 
نمیدونم کسی این مطلبو میخونه یا نهنيگاه نكن ميري تو جهنم ها!

 

 

 

 

 

 

زمستونه و من هنوز بیمارم

زمستونه و قلب بیمار منو هیچ دارویی شفا نمیده

زمستونه و بیشتر از هر سال لعنتی دیگه داره برف میباره

زمستونه و من هنوز بیمارم

زمستونه و من دارم

 روزهایی رو که از شدت سرما و بدون گاز و سوخت بودن بچه هامو به خودم میفشارم میشمرم

هفت

هشت

نه

وهنوز زمستونه

وهنوز ننه سرما تو خونمونه

ونمیره

ونمیخواد که بره

میگه نمیرم

میگه منو از لبنان آوردن

از پیش حسن نصرالله

از کنار دهن خیس و چرب حماس

از زیر شیکم گنده طالبان

اونطرف گشادگی ما تحت فیدل کاسترو و پوتین

ننه سرما

برو دیگه

بابام در اومد از بس بچه هامو بردم دکتر

اونا کوچیکند

کوچولوی کوچولو

مث گنجیشکای اشی مشی

ببین!

زمستونه و هنوز ننه سرما داره جواب سر بالا میده

میگه داد بزن

من رای میدهم

تو رای میدهی

او...

|+| نوشته شده توسط محمد رضا مولودی در جمعه بیست و یکم دی 1386 | موضوع:
بالا