تبليغاتX
پایین گذر سقاخانه
تئاتر و هنرهای نمایشی
نمایش تا صلاة ظهر نوشته قاسم مهدوی و کارگردانی احمد جندقی برای شرکت در جشنواره سراسری عاشوراییان عازم تبریز میشود

۱ حوزه هنری استان گلستان بعد از آن همه ادعا که خواهان این بود که این کار در کارنامه تولیدی این اداره باشد از  پرداخت هرگونه کمک مالی  سر باز زد و عملا توپ را به زمین اداره ارشاد انداخت

۲ اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ابتدا قصد کمک داشت اما با کارشکنی مسئول نمایش حوزه که با تماس با تهران ترس داشت نکند این کار از  کارنامه کاری آنها به فعالیت های تولید شده ارشاد بپیوندد تنها به کمک اندکی که آن هم با دخالت ریش سفیدان انجام شد بسنده کرد

۳ مسئول نمایش حوزه هنری  بعد از ریختن آب پاکی روی دست کارگردان  اجازه فرمودند که با هزینه شخصی خودمان در این جشنواره شرکت کنیم

۴ دانستیم که برای از گلوی زن و بچه خودمون زدن هم باید مجوز میگرفتیم که این یکی از کرامات جدید  حوزه است که دقیقا با فعالیت های آن اداره محترم که همانا جذب سرمایه های تئاتر استان و پرورش استعداد های جدید و کشف و یاری رساندن به هنر مندان در پستو مانده استان است  هم سو و هم محور میباشد

۵ حال ما باید  مخارج سفر به تبریز را آن هم از گرگان بپردازیم و البته اگر خرج دکور را ارشاد نمیداد معلوم نبود چه میکردیم

۶تئاتردر ایران با حمایت همه جانبه مسئولان دلسوخته و اهل دردی مثل مدیریت و معاونت حوزه محترم استان گلستان چاره ای جز پویایی ندارد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 10:16 بعد از ظهر  توسط محمد رضا مولودی  | 

شدت سرما برای مدت موقت و نا محدودی تمرینات ما را مختل کرده است  سرما در سالن تمرین بیداد میکند

خانم شبنم کوهستانی بازیگر نقش مرجان به شدت آمفولانزا کرد و بستری شد و لاجرم برای مدتی  تا بازگشت گاز به سفره های مردم! تمرینات تعطیل شد

برای گاز و برای تالار و برای خانم کوهستانی و برای مردم سرما زده و برای تمرینات من دعا کنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 12:47 بعد از ظهر  توسط محمد رضا مولودی  | 

ساده بود

نگاهت رو میگم

ساده مث

یه قصه

ویا حتی

یه گل قند

یه لبخند

ساده ساده

نگاهت خیلی ساده بود

و به همون سادگی

دیدم دارم بهت فکر میکنم

آره

من دارم بهت فکر میکنم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 0:33 قبل از ظهر  توسط محمد رضا مولودی  | 

 

 

نمايش ((وگهگاهي منم آدم)) به نويسندگي مسعود طاهري كه مديريت و مسئوليت واحد نمايش حوزه هنري استان را بر عهده دارند  به كارگرداني اخمد ذياني و با بازي  رضا ذياني خود احمد ذياني و حسن رستماني و نگين سادات مير كاظمي   با  تهيه كنندگي بنياد شهيد  استان بروي صحنه رفت

 مسئله حائز اهميت در اين مورد فقط به استقبال نا مناسب از اين اجرا اشاره كرد كه براي من بسيار باعث ناراحتي بود

... كه البته

 قحطي گاز و سوخت و نان و صفهاي طويل نانوايي ها و پمپ بنزين ها و نفت فروشي ها و ...

نگذاشت كه مردم استقبال مناسبي از اين كار داشته باشند اما اين از گناه مردم كه از يك كار هنري حمايت در خوري نداشتند كم نمي كند

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 10:10 بعد از ظهر  توسط محمد رضا مولودی  | 

تهيه شده در واحد نمايش حوزه هنري استان گلستان

نويسنده و كارگردان محمدرضامولودي

طراحي صحنه نمايش پژواك (رهايي)

طراح : شقايق كوهستاني   

بازيگران

زهرا يوسفي

احسان عباسي

محدثه بحري

سيد رضا ابطحي

دنيا بحري

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 11:49 قبل از ظهر  توسط محمد رضا مولودی  | 

نمیدونم کسی این مطلبو میخونه یا نهنيگاه نكن ميري تو جهنم ها!

 

 

 

 

 

 

زمستونه و من هنوز بیمارم

زمستونه و قلب بیمار منو هیچ دارویی شفا نمیده

زمستونه و بیشتر از هر سال لعنتی دیگه داره برف میباره

زمستونه و من هنوز بیمارم

زمستونه و من دارم

 روزهایی رو که از شدت سرما و بدون گاز و سوخت بودن بچه هامو به خودم میفشارم میشمرم

هفت

هشت

نه

وهنوز زمستونه

وهنوز ننه سرما تو خونمونه

ونمیره

ونمیخواد که بره

میگه نمیرم

میگه منو از لبنان آوردن

از پیش حسن نصرالله

از کنار دهن خیس و چرب حماس

از زیر شیکم گنده طالبان

اونطرف گشادگی ما تحت فیدل کاسترو و پوتین

ننه سرما

برو دیگه

بابام در اومد از بس بچه هامو بردم دکتر

اونا کوچیکند

کوچولوی کوچولو

مث گنجیشکای اشی مشی

ببین!

زمستونه و هنوز ننه سرما داره جواب سر بالا میده

میگه داد بزن

من رای میدهم

تو رای میدهی

او...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 10:59 قبل از ظهر  توسط محمد رضا مولودی  |