پایین گذر سقاخانه |
تئاتر و هنرهای نمایشی
|
|
درباره وبلاگ
حالا دیگه وقتشه
میگی نه! نیگا! بارون میاد خدا الان از همیشه مهربون تره حالا دیگه وقتشه با من بگو الا به ذکرالله تطمئن القلوب آروم شدی؟! منوی اصلی
آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: ترجمه قالب
Powered By BLOGFA.COM |
دلم واسه تالار فخرالدین تنگ شده
فکرشم نمیتونی بکنی
همه چی یهو اتفاق می افته و من الانه یک ماهه تئاتر کار نکردم آخ که دلم واسه تالار فخرالدین تنگ شده |+| نوشته شده توسط محمد رضا مولودی در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 | موضوع: یاد قدیما ... و دلی که هنو زندهست
به يادم آوردي؟
هنوز بهم فكر ميكني ؟ منو نترسون به تگرگ علاقه داري؟ خواب بهار رو تو ترانه هام بپاش من عين تازگي برفم همو موقعي كه تند و يه ريز ميباره به كو تاهي چشمم نيگاه نكن من همه خورشيدو هر شب تا اون ته تههاش ميبينم اينو ميدونستي؟ من ميبارم من ميبارم من ميبارم و از بارش من پرنده ها سرخ ميشن سبز ميشن و شكوفه ميدن من ميبارم و تو منو نميبيني!؟ تو... |+| نوشته شده توسط محمد رضا مولودی در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 | موضوع:
وایسا دنیا
من میخوام بیاده شم |+| نوشته شده توسط محمد رضا مولودی در جمعه بیست و دوم تیر 1386 | موضوع: |
|
|