
هي
نكش
نكش
من
آب دهانم را قورت نداده ام
من
هي مگه نميشنوي
ميگم
نكش
من
آب دهانم را
قورت
نداده ام
من
بازي ميكنم
وقتي اين تصوير را ديدم به خودم گفتم چه چيزي اين عكس را تاثير گذار تر مي كند ؟
واقعا چه چيزي اين عكس را تاثير گذار تر ميكند
كشش
آنهم با قدرت هرچه تمام تر
چه از جانب كسي كه از پشت
مايوسانه و با همدردي مي كشد
چه از جانب كودكي كه گلويش را به نمايش ميگذارد
آيا شما كه بازيگريد با اين كودك احساس همدردي نميكنيد؟
اين طبيعيه چون همه ما
هم من
هم شما
وهم اين كودك
بازيگريم

هيأت داوران هجدهمين جشنواره تئاتر منطقه 2 كشور طي جلسهاي پيش از آخرين اجراي جشنواره، ديدگاهها و ارزيابي كلي خود از اجراهاي انجام شده را عنوان كردند.
به گزارش خبرنگار اعزامي سايت ايران تئاتر به گرگان، هيأت داوران مركب از ايوب آقاخاني، عليرضا كوشكجلالي و محمدهادي نامور در آخرين روز جشنواره، طي جلسهاي با حضور هنرمندان شركت كننده، ديدگاههاي خود در مورد مشكلات عمومي آثار راه يافته به جشنواره را به صورت تيتروار بيان كردند.
ا... قلي نظري مجري اين جلسه با ارائه توضيح درباره برگزار نشدن جلسات نقد و بررسي آثار و ادامه نيافتن كارگاه دكتر جلالي به دليل اشتياق هنرمندان و تراكم زياد، از داوران خواست تا ارزيابي از كارهاي اجرا شده داشته باشند.
محمدهادي نامور با اشاره به معضلات كار تئاتر در شهرستان گفت:«به شخصه در قضاوت روي كارها به اين فاكتور توجه ميكنم. سال گذشته در دهه فجر، تهران بودم و اختصاصاً كارهاي شهرستانها را ديدم. فكر ميكنم به تناسب در مقايسه با آثار اين منطقه، گامي به جلو برداشتهايم. احساس ميكنم از جنبه ارتباط با مخاطب جلو رفتهايم؛ گرچه هنوز در اول راه هستيم.»
وي صميميت و صداقت اهالي تئاتر را جنبه مثبت ديگري عنوان كرد و با اشاره به اين كه از تمام توان آنان استفاده نشده، نسبت به سهلانگاري در ساختار متنها، ريتم و هارموني اجرا تذكر داد.

ايوب آقاخاني، نويسنده و كارگردان تئاتر نيز با بيان هفت تذكر از هنرمندان خواست تا در خلوت خود و با توجه به اين نكات اثرشان را مورد مداقه قرار دهند.
وي در اولين بخش با بيان اين كه توجه به داشتههاي مذهبي ما باعث رشد تئاترمان خواهد شد، تصريح كرد:«پرداختن به كاري كه در سطح ايدئولوژي قرار دارد تا وقتي با تكنيك قوي همراه نباشد، به جاي تبليغ آن ايدئولوژي، مخاطبان را پس ميزند. اين خطري است كه احساس ميكنم و افرادي چون من را كه به دين، فرهنگ و باور خود ميبالند، عصباني ميكند. ابتدا بايد از همه جهات خود را در آن ايدئولوژي قوي كرده، زمينههاي ظهور و بروز آن را بدانيم و بعد تكنيك ويژه آن را بيابيم.»
وي تأثيرپذيري بي ريشه از آثار ديگر هنرمندان را يكي از مشكلات آثار ارائه شده دانست و افزود:«همه ما تركيبي از آزمون و خطاي پيشينيان هستيم، اما من به دنبال هويت شماي تئاتري هستم و ميخواهم بدانم كه شما كجاي جهان ايستادهايد؟»
آقاخاني در بخشهاي بعد، متمايز نشدن سبكهاي بازيگري در يك اثر نمايشي و اختلاط همه شيوهها، شناسايي متريال واجد شرايط نوشتن در بخش نمايشنامه، پرهيز از استثناء در موضوعات انتخابي و حركت در مسير قاعده، دوري از ايمان كاذب نسبت به كار، مطالعه بسيار و درك اين موضوع كه براي پيشرفت نبايد در انتظار كمك ديگران شد و به طور شخصي بايد تلاش كرد را يادآور شد.»

عليرضا كوشكجلالي نيز با بيان اين كه منزه طلبي در تئاتر را از خود دور نكنيد، گفت:«تا زماني كه كار آن طور كه ايدهآل شماست آماده نشده، اجرا نكنيد تا بعد مجبور به توضيح مشكلات نشويد. همه شما امكانات جشنوارهها را ميدانيد، بنابراين كارهايي را دست بگيريد كه در حد توان، وقت و سرعت جشنوارهها باشد تا به بهترين شكل و فرم اجرا شوند.»
جلالي، ارائه اطلاعات بيشتر دراماتورژ يا نويسنده در بروشور را ضروري دانست و حذف عناصر زيادي در صحنهپردازي را متذكر شد.
به آسمانم مينويسم
گلايه آميز
دستهايم را از من بگير
كه با دستهاي من
گلي
با ساقه شكسته است
كه با دستهاي من
تكه ناني
روزي
ياشبي بي مقدار
بر زمين زير پاي رهگذري
ريخته است
آي همنوع من
دستهايم را
روزي به ققنوس
وام خواهم داد
آي همنوع
همشهري
بزك كرده در آيينه اي كه به قدت نيست
با من بخوان
الا به ذكر الله تطمئن القلوب

يادمه تو تموم شرايط سخت تمريني كه در پروژه رهايي پشت سر گذاشتم اين خانم با صبري غير قابل تصور منو با همه اخلاق تندي كه دارم تحمل كرد و ايستاد و اگرچه اين پروژه در مرحله بازبيني به لطف عزيزي... رد شد اما اين دليل نميشود من از اين همه پايداري و تحمل قدر داني نكنم و اين كمترين كاري بود كه ميتوانستم انجام دهم اين پوستر تقديم به بازيگر با استعداد اين نمايش خانم زهرا يوسفي

وباز بازيگري كه هميشه مرا شگفت زده ميكند و هميشه مثل دخترم بوده است او در مدت چهار روز كاري كرد كه بي شبيه بيك معجزه نبود نسرين يوسفي بازيگري كه اولين بار در يكي بود يكي نبود مجيد سرسنگي بازيگر من بود و آن هم در آنتهاي دوران كودكي امروز آنقدر توانمند است كه از عهده يك كار بزرگ مثل بازي در نقش پري در كمتر از چها ر روز بر مي آيد كيفيت آن مهم نيست اما مهم فعل خواستن است كه همواره صرف ميكند و موانعي كه به طرز مضحكي از سر راه او كنار ميروند و او متدين و آرام با تسبيح دانه ريز چوبي يادگاري كه هميشه با خود دارد و نميدانم شايد يادگار مادر بزرگش است ذكر ميگويد و به افقي كه به سويش ميشتابد فكر ميكند
پيروز باشي دخترم
سالها دل طلب جام جم از ما ميكرد وانچه خود داشت ز بيگانه تمنا ميكرد واقعا كه ما بعضي اوقات آدمهاي جالبي ميشيم و حتي از اين هم فراتر به طور وحشتناكي خطرناك و غير قابل پيشبيني
اخيرا موفقيت گروه اعزامي به اردبيل تبعاتي در پي داشته كه گاهي مي انديشم اصلا كاش موفق نميشد
يادم نمياد براي موفقيت كسي آبغوره گرفته باشم يا خوشحال نشده باشم
دلم گرفته كه از وقتي برگشتم احساس ميكنم كسي دوستم نداره . نگاهها سرد شدن . و ديگه تو هيچ نگاهي برق شوق نميبينم و وقتي دستم رو با اشتياق به طرفشون دراز ميكنم وزن دستهاي سردشون رو حس ميكنم
یادم میاد بچه که بودم دلم میخواست تویه پارچه که از درخت جلوی تالار آویزون بود اسم منو می نوشتن که آره مثلا بهت تبریک میگیم اما..

از چپ به راست مهدي حكيمي . نعيم نعمايي . حسين شمس . بابك تهراني .
و نفرات بالا از چپ امير شمس و يحيي نژاد باقر
اما من باید و باید از محبت یه نفر تشکر کنم که همه تخصص خودشو برا موفقیت من به کار برد و اون همراه همیشگی من نعیم نعماییست که منو تو این پروژه مثل همیشه تنها نذاشت و کنارم بود او تمامی شعور بالای شعری خودشو وقف این کار کرد و من دیدم که چگونه با بچه های من روی سن حس میگرفت و اشک میریخت و حالا این منم نعیم! رضا مولودی از پشت تریبونی که بهش اعتقاد داره فریاد میزنم
نعیم ازت متشکرم
مراسم اختتاميه هجدهمين جشنواره تئاتر منطقهاي اردبيل با حضور هيأت داوران مشتمل بر پرويز پورحسيني، سياوش طهمورث و جمشيد خانيان روز گذشته در اردبيل برگزار و نتايج آن اعلام شد.
اتابك نادري، ناظر كيفي هجدهمين جشنواره تئاتر منطقهاي اردبيل، با اعلام اين مطلب در گفتوگو با سايت ايران تئاتر گفت:«طي برگزاري اين مراسم از بين 9 اثر نمايش صحنهاي و چهار اثر نمايش خياباني آثار برگزيده هيأت داوران بدون اولويت و در نظر گرفتن رتبهبندي در بخشهاي نويسندگي، كارگرداني، بازيگري زن و مرد، طراحي صحنه معرفي شدند.»
وي در ادامه افزود:«در بخش طراحي صحنه و اجراي صحنهاي اين جشنواره، شيرين معاذي و سلام محمدي براي نمايش"ديدار" از سنندج انتخاب و مبلغ يك ميليون ريال هديه نقدي و لوح تقدير دريافت كردند. همچنين در بخش بازيگري مرد، محمد محسني و آرش عباسي براي بازي در نمايش"ورود خانمها ممنوع" از ملاير، حسن ترقي براي نمايش"ديدار" از سنندج، علياصغر هندي و نيما بيگلريان براي نمايش"آن قدر دلم ميخواست ميمردم" از تويسركان،
محمدحسين شمس براي نمايش"پايين، گذر سقاخانه" از گرگان، هر يك مبلغ يك ميليون ريال هديه نقدي و لوح تقدير دريافت كردند. در بخش خياباني نيز عليرضا قاسمي براي نمايش"يكي بود، يكي نبود" از بناب مبلغ پنجاه هزار تومان دريافت كرد. در بخش بازيگري زن نيز به هر يك از منتخبان هيأت داوران جشنواره، مبلغ يك ميليون ريال هديه نقدي و لوح تقدير اهداء شد كه به ترتيب عبارت بودند از: زهرا محمدي براي نمايش ديدار از سنندج، شيلان محمدي براي نمايش"سياه چال" از سنندج، شبنم خزلي براي نمايش"يكي بود، يكي نبود" از همدان، فرشته رزاقي براي نمايش"مهر آبله" از زنجان و در بخش خياباني نرگس خاككار براي نمايش"كافيه فقط يك لحظه چشماتو ببندي" از ملاير. در بخش نويسندگي نيز فانوس باقري براي نمايشنامه ديدار از سنندج موفق به كسب لوح تقدير و مبلغ دو ميليون ريال هديه نقدي شد.»
نادري خاطر نشان كرد:«در بخش كارگرداني اين جشنواره نيز بدون در نظر گرفتن اولويت، فرشيد گويلي براي نمايش ديدار از سنندج، آرش محمدي براي نمايش سياه چال از سنندج و محمدرضا مولودي براي نمايش پائين، گذر سقاخانه از گرگان

هر يك مبلغ دو ميليون ريال هديه نقدي و لوح تقدير جشنواره را دريافت كردند. هيأت داوران اين جشنواره در بخش خياباني نمايشهاي يكي بود، يكي نبود به كارگرداني عليرضا قاسمي از بناب و كافيه فقط يك لحظه چشماتو ببندي به كارگرداني مهدي حبيبي از ملاير و در بخش صحنهاي سه اثر نمايش ديدار به كارگرداني فرشيد گويلي، سياه چال كار آرش محمدي از سنندج و پائين، گذر سقاخانه به كارگرداني محمدرضا مولودي را براي شركت در جشنواره تئاتر فجر به دبيرخانه جشنواره معرفي كردند

وي در پايان گفت:«هيأت داوران جشنواره منطقهاي اردبيل نمايش خياباني تحت عنوان"گِل" كار ياسر خاسب از استان گلستان را به دبيرخانه جشنواره پيشنهاد كرد تا در بخش صحنهاي جشنواره فجر روي صحنه برود.»
1. اجرای نمایش پانتومیم مجسمه سال 1361 مدرسه ابتدایی رهنما کارگردان شهید محمدزمان بیکی واین اولین بار بود که روی یک متن چاپ شده کار میکردیم چرا که قبل از آن اجراهای ما محدود می شد به نمایش های بداهه و طنز که بصورت دل آرته انجام می شد
.jpg)
هي بي باك!
الان چه وقت غفلته؟
ببين !!!
بابونه هاي سبز و وحشي من هم
تورو نگاه نميكنند
باتوام
كه شكل بهاري!
نميترسي از باد
از باران
و ماه
وقتي به ساعت ۹
ترانه هاي خوشبختي منو
از حفظ ميخونه؟!