تو تموم لحظاتی که خدا رو گم می کنم
تو تموم تاریکیا
دستو پازدنای بیهوده و کسل کننده ای که
میدونم
روحانیت فراموش شده
تو فکر و قلمم نیست
وچشام
وچشام دیگه مرطوب و نمناک نمیشن
همیشه
همیشه و همیشه
یه چیزی منو برگردونده
یه چیزی
به وسعت هزار هزار دریا
یا نه
شاید بزرگ تر
اونوقت
از لحظه برگشت
چشام خیس میشه
چشام که خیس شد
میدونم
خدا
اینجا
لابلای نوشته هام
هست
میدونم
اهلی شدم
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 5:52 قبل از ظهر  توسط محمد رضا مولودی
|
اصلاح چند مورد در بیوگرافی ام قصد فقط بایگانی موترد مطرحه است و الا این کارنامه چیزی برای مباهات با خود ندارد
1. اجرای نمایش پانتومیم مجسمه سال 1361 مدرسه ابتدایی رهنما کارگردان شهید محمدزمان بیکی واین اولین بار بود که روی یک متن چاپ شده کار میکردیم چرا که قبل از آن اجراهای ما محدود می شد به نمایش های بداهه و طنز که بصورت دل آرته انجام می شد
- اجرا ی نمایش خیابانی بهمن در تابستان به کارگردانی شهید محمد زمان بیکی در همان سال یعنی سال 1361
- اجرای نمایش اعتراف به نویسندگی و کار گردانی عباس سعادتمند در سال 1363 در زمان تحصیل در مدرسه راهنمایی شهید شیخ فضل الله نوری
- اجرای نمایش قاصدک سال 1368 شرکت کننده در جشنواره تئاتر آموزشگاهی متوسطه و کاندید بازیگری سوم من برای نقش سنگ و ابر
- اجرای نمایش تک پرسناژ فریاد به نویسندگی و کار گردانی و بازیگری برزو نیک نژاد و همکاری بنده در سال 1369 شرکت کننده در جشنواره مدارس متوسطه برنده بازیگر اول مرد توسط برزو نیک نژاد
- اجرای نمایش بی کلام و موزیکال باران به نویسندگی و کارگردانی خودم در مهر ماه 1372 آمفی تئاتر دانشگاه آزاد اسلامی واحد گچساران
- اجرای نمایش مسافر به نویسندگی و کار گردانی خودم در دی ماه 1372 دانشگاه آزاد اسلامی واحد گچساران
- اجرای نمایش بوی پیراهن یوسف به نویسندگی و کارگردانی خودم در اردیبهشت 1373 دانشگاه آزاد اسلامی واحد گچساران
- اجرای نمایش کاکا به نویسندگی و کارگردانی خودم در مهر ماه 1373 دانشگاه آزاد اسلامی واحد گچساران
- اجرای نمایش نویسنده به نویسندگی حسین نوری نژاد و کار گردانی شاپور خزاعی دانشگاه آزاد اسلامی وا حد گچساران
- اجرای نمایش پژواک به نویسندگی و کارگردانی خودم و شرکت کننده در اولین جشنواره تئاتر دانشجویی سال 1374 و کاندیدای بهترین بازیگر و بهترین کارگردان و برنده دیپلم افتخار بهترین نویسنده توسط خودم
- اجرای نمایش مروارید به نویسندگی عبدالحی شماسی و به کارگردانی آقای خسرو غلامی 1375
- اجرای نمایش تک پرسناژ سده به نویسندگی و کارگردانی و بازیگری خودم 1376 دانشگاه آزاد اسلامی واحد گچساران
- اجرای نمایش دو پرسناژ آرشی دیگر نوشته آقای شاپور آرین نژاد و به کار گردانی علی پور زکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد گچساران آذر ماه 1376
- اجرای نمایش ضیا فت عشق . گرد آورنده متن خودم و آقای آرش خندانی و به کارگردانی خودم برنده بهترین بازیگر اول و دوم مرد و کارگردانی اول و تمجید و لوح تقدیر از موسیقی نمایش در جشنواره ستاره های جوان خرداد ماه 1383
- اجرای نمایش یکی بو د یکی نبود نوشته دکتر مجید سرسنگی و به کار گردانی خودم و برنده بازیگر سوم مرد
- اجرای نمایش مکار خان به نویسندگی و کارگردانی داوود سعیدی اردیبهشت و خرداد 1384
- بازی در سریال باد های موسمی به نویسندگی و کارگردانی هادی نامور
- بازی در کلیپ تلوزیونی کمین با موضوعیت مواد مخدر به نویسندگی و کارگردانی خانم گلجاریان
- اجرای نمایش تانگوی تخم مرغ داغ به نویسندگی استاد اکبر رادی و به کارگردانی محمدرضا صمیمی شهریور 1384
- اجرای نمایش مویه های ماندگار بر مرگنامه مدرن مرگ به نویسندگی و کارگردانی احمدرضا جندقی و برنده بهترین بازیگر مرد استان در هفدهمین جشنواره تئاتر استانی 1384
- بازی در تله تئاتر عطر سیب به نویسندگی و کارگردانی مجید بیکی 1384
- بازی در سریال آقای درویش پور در اپیزود مادرانه 1384
- اجرای نمایش رهایی به نویسندگی و کارگردانی خودم در مرحله باز بینی جشنواره تئاتر استانی ماه که مورد پذیرش هیات داوران قرار نگرفت
- اجرای نمایش رضا موتوری به نویسندگی محمد چرمشیر و به کارگردانی حمیدرضا میرگزی بهمن ماه 1384
- اجرای نمایش پایین گذر سقاخانه به نویسندگی استاد اکبر رادی و به کارگردانی خودم در اسفند ماه سال 1384
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 12:5 بعد از ظهر  توسط محمد رضا مولودی
|
میدونی؟
غروبی که گذشت
من
تنها
تو بارون
خیس شدم
بارون رو
باور داری؟
میدونی بارون
وقتی
میباره
خیست میکنه
اگه سرتو بالا کنی
و به جایی که ازش
دونه دونه
اشک میریزه نیگاه کنی
اگه بتونی از لابلای دونه های بارون
خدارو ببینی
تموم آرزوهای خوشکلت یکجا
میدونی
یکجا
بر آورده میشه
نیگاه!
بیرون بارون میاد؟
میاد؟
اگه بخوای میاد
آره
میاد
بدو
برو
خیس شو
خدارو
اون بالا
لابلای دونه های قشنگی
که میباره
پیدا کن
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 11:2 بعد از ظهر  توسط محمد رضا مولودی
|
به بهانه سالروزی که در آن روز
سید حسن حسین نژاد
متن نمایش
پایین گذر سقاخانه را
به من
رسانید
ومن
اینک
به انبوه خاطرات این کار
فکر میکنم
نمايشنامه”پايين، گذر سقاخانه” نوشته اكبر رادي از 10 تا 16 اسفند ماه در تالار فخرالدين اسعدگرگاني اجرا ميشود.
اكبر رادي در گفتوگو با سايت ايران تئاتر، درباره اجراي اثرش در گفتوگو با سايت ايران تئاتر، ميگويد:«هيچ تفاوتي بين هنرمندان شهرستاني و تهراني نيست. به تجربه ثابت شده كه استعداد هنرمندان شهرستاني كمتر از هنرمندان تهران نيست بنابراين نبايد آنها را از فعاليت محروم كرد آنان سالهاي سال در حاشيه مركز قرار گرفتهاند و متاسفانه هرگاه اثر شايستهاي نيز ارائه ميدهند به حساب تاثيرپذيري از تهران گذاشته ميشود. به طور كل من اشكالي نميبينم كه هنرمندان شهرستان از آثار من براي نمايش استفاده كنند و به هيچ عنوان نوشتههايم را در تملك خود نميدانم.»
داستان نمايش”پايين، گذر سقاخانه” در دهه چهل اتفاق ميافتد. محمدرضا مولودي يكي از كارگردانان استان گلستان است كه براي اولين بار با روي صحنه بردن اين نمايش به سراغ آثار رادي رفته است.
مولودي در گفتوگو با سايت ايران تئاتر، علت انتخاب متني از رادي براي درباره اجرا ميگويد:«دغدغه كار كردن آثار اكبر رادي از خواندن نمايشنامههاي ايشان به سراغ من آمد و همواره همراه من بود. اما نمايشنامه”پايين، گذر سقاخانه” بسيار باب طبع من بود و وسوسه پرداختن به آثار ايشان را در وجود من دو چندان كرد، گو اين كه در ساير آثار نمايش من نيز به طور ناخودآگاه رگههايي از نمايشهاي سنتي مشاهده ميشود. نمايش”پايين گذر سقاخانه” علاوه بر اين كه حال و هواي سنتي دارد، از عطر و بوي محرم نيز بهرهمند است و مطمئنم كه با تحقيقات گستردهاي نوشته شده است.»
مولودي با اشاره به تغييرات صورت گرفته در متن براي اجرا ميگويد:«در دكور اين نمايش تغييراتي صورت دادهام، چرا كه معتقدم كه نبايد كار، متن گرداني شود بلكه بايد كارگرداني روي آن صورت گيرد. همچنين برخوردار نبودن از متريال لازم يكي از تابلوهاي نمايش را حذف كردم
.»
اين كارگردان گرگاني درباره تعامل با نويسنده متن ميگويد:
«گرچه به صورت حضوري خدمت اكبر رادي نرفتم اما ارتباط تنگاتنگي كه با ايشان داشتم در ارائه اين نمايش مرا بسيار ياري كرد. ايشان با آرامش و صبر فراوان اشكالات و پرسشهاي مرا پاسخ داد و از هيچ گونه كمكي به من دريغ نكرد.
»
وي درباره نمايشنامه گفت:
«زمان وقوع اتفاقات در اين نمايشنامه، در دهه چهل و يكي از قديميترين بافتهاي شهر تهران اتفاق ميافتد، بنابراين سعي بسياري كردم تا بازيگران به متن وفادار باشند و آن را به بهترين وجه رعايت كنند و به سوي لمپنيسم نروند. در اين ميان تا حدي هم از گويش و فرهنگ گرگان نيز بهره گرفتم.»
منبع سایت ایران تئاتر
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 4:55 بعد از ظهر  توسط محمد رضا مولودی
|
در تمام اوقاتی که روی یک اثر بزرگ کار میکنم احساس گنگی از غرور و افتخار ولی آمیخته با ترس و وحشت دارم
بی مورده اگه از علت این حواس بگم
اما دلم نمیاد الان که دارم به کیفیت فکر میکنم نگم
که دیدن نمایش بزرگی مثل نمایش آقای غریب پور
اپرای عروسکی رستم و سهراب
و البته دیدن
تماشاکنانی
که آمده بودند یک اثر بزرگ را از جنسی متفاوت تر از آنچه تا کنون به آنها خورانیده شده بود ببینند
انگیزه های کوچک آدمی کوچک تر از انگیزه های کوچک ترش (یعنی من)را
برای به تصویر کشانیدن کاری با ارتفاع کیفی بلند به شدت رشد داد
و
اینک من نگران ترین فردی هستم که به متن زیبای نمایش هاملت با سالاد فصل فکر میکند
من فکر میکنم... پس...هستم
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 0:39 قبل از ظهر  توسط محمد رضا مولودی
|
پس از بانوی بینشان بچه های قم
اینبار متفاوت تر و دیدنی تر
اپرای عروسکی رستم و سهراب
بهروز غریب پور و
خداوندگاری دیگر از عوالم موسیقایی
لوییس چکناواریان
بد نیست
راستی تمرین نمایش
هاملت با سالاد فصل
را آغاز کردیم
برایمان دعا کنید
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 10:18 بعد از ظهر  توسط محمد رضا مولودی
|